فقط برای بسته نشدن

دوستی برایم نوشته بود که پرشین بلاگ وبلاگهایی را که بیش از دو سال بروز نشود را می خواهد ببندد.

فقط برای پایداری اینجا نوشتم...

ملیحه

/ 40 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدخت

من هر وقت دلم میگیرد می آیم اینجا انگار که خواجه ربیع ... انگار که کنار تمام آنهایی که امروز پیش شمایند سلام من را به تمام چشم براه ماندگانم برسانید...

آشنای دیرین

آقای حجازی سلام بعد از روزها ی بدون شما در عالم ماده دلگیر ازدلتنگیهای دنیوی به سراغتان آمدم.در شبی که فاصله میان زنده ها ومرده ها (البته که مرده ها ماییم وشما بودن محض )به اندازه سلامی است و خواندن زیبا ترین کلام هستی.میدانم وجود سرشار از عشقتان آرام است به خاطر همه دغدغه هایتان در اینجا دغدغه آزادی ,عدالت ,و...تا شهر کوجکتان فردوس.تمامی لحظات تلاش و تکاپویتان را به یاد دارم چه باورهای بلندی به بلندای ایمان.یادتان بخیر .یاد شعر خواندنهایتان بعد از اتمام جلسه.یاد بوی گل مریمتان هنوز آن شور و هیجان لحظه های شاعریتان را خوب به یاد دارم اشتیاقی سرشار از عشق به ملیحه ,آزاذی ,مردم ,عدالت و....چقدر کلمه ها ناتوان هستند از ذکر آنچه در درون میگذرد اما میدانم که شما به خوبی درک میکنید مثل همیشه .یاد آن همه شور و اشتیاق به خیر.

الهام

به یادت هستیم حتی در گلستان وقتی اتفاقی پریا را می بینم . تولدت مبارک

شادی

روحت شاد فرامرز عزیز.ملیحه جونم همیشه واسه تو و داریا آرامش و سلامتی و شادی رو آرزو می کنم.

علی افراشته

فقط برای بسته نشدن مناسبه که یک بار دیگه هم وبلاگ فرامرز عزیز به روز بشه

علی افراشته

دلتنگتم فرامرز

مهران محرميان

همین زودی ها می بینمت فرامرز عزیز. یادت باشد باران اسیدی را برای من بخوانی. راستی یادت هست در شب شعر شریف سال 74 ازت اجازه گرفتم باران اسیدی 1 را خواندم؟ فکر می کنم آن شب که در کیش هم را دیدیم بهت گفتم که همان شب برای اولین بار شریک زندگی ام را دیدم. کسی چه می داند؟ شاید آن باران اسیدی آن شب بر دل من باریده باشد!

مهران محرميان

ما بیرون زمان ایستاده ایم با دشنه ی تلخی بر گرده های مان و خاموشی به هزار زبان اندر سخن است

علی افراشته

امشب شب چله سال 93 .. چند ساله که نیستی و ما همچنان دوره می کنیم شب ها را ...