مرگ پرنده !

 

در واپسين روزهاي سال 1382 هجري شمسي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سالي كه با همه شما آشنا شدم يا آشنايي هاي گذشته را وبلاگي كردم !

سالی که سرباز بودم ، ستوان يكم وظيفه فرامرز حجازی و حالا  در مرخصي هاي پايان دوره ... و تمام شد ، هر چند سخت ، هر چند تلخ !

سالي كه در كارم تغييرات ماهوي خاصي اتفاق افتاد و به روزهاي خوبتر پنجره اي گشوده شد و اميدوارم ... !!

در چنين روزهايي حدود 3 سال پيش و در جاي خالي همه شما ، من و مليحه با دستهاي نه چندان كوچك خودمان و بعد از 2 سال و 9 ماه زندگي مشترك و 9 سال عشق ، مراسم ازدواج خودمان را در مشهد برگزار كرديم و يادش بخير.

چند روز بعد هم مليحه عزيزم وارد 28  سالگي خودش مي شود.

به استقبال تمام اين خوبي ها و با عرض شرمندگي از همه شما كه امكان دارد (به دليل عدم دسترسي من به اينترنت در اين چند روزه ) طبق معمول با وبلاگ به روز نشده من رو به رو شويد !

دو كار با تمي سياسي تقديمتان مي كنم و براي همگي سال خوب و موفقي آرزو ... :

 

 

كار اول كه جديد تر هم هست :

 

محو تو

محو سنگ

محو پرنده ها و پنجره هاي باز

محو تو ، محو سنگ ، قلب پرنده هاي باز

      مرگ پرنده باز است !

      مرگ پرنده بازي است !

 

 

 

 

كار دوم كه شعار است اما دوستش دارم :

 

 

بي قواره بزرگ مي شوي عزيز خدا !!

بر صحن دوست داشتن من

سيگار كشيدن تو

سياه شدن من

تباه شدن تو

چون « گوساله سامري » به هيبت يك كوه

در جشنواره لجن و سگ ... !!

 

            ***

 

انديشه از مذاق تو تلخ است

و آزادي و آزادگي

و رجعت پرندگان به سرزمين قمري و پرواز

 

حالا ميان يائسه ها جشن ... !

مرد كثيف بزدل بد تركيب

                    بد عنصر

                   بد ذات

                   بد سرشت

از مرگ تو چقدر زنبورهاي عسل شهد ... !

 

             ***

حالا فدايي شعرم

بگذارم من باشم و تو بخندي

يا بگذارم تو باشي و من گريه كنم !

به حال جماعت درويش ... !

اين روزها كه مي گذرد در باد

دايم صداي تكه شدن مردي

يا تكه تكه شدن مرداني ... !

هي رنگ مي زنم

            به ديوار كهنه قرمز

            به ديوار قرمز كهنه

            به قرمز كهنه ديوار

هي رنگ مي زنم

            به لبان تيره سيگار 

آتش گرفته ام

كه تو مي تازي

و چه اسب هاي نجيبي كه پشت درهاي بسته مي ميرند !

مرد كسالت و ترياك

مرد عفن

مرد عجيب نامرد

از دردها به خدا

                نفرينت را ... !

اما چه سود

تقدير ملتي كه نمي خواهد

                                    نتوانستن است !!

 

مرد هزار و يك جور اطلاق

مرد تكبر و ترديد

مرد يزيد

          از زخم هاي حسين گونه ما ... !

 

       ***

 

در ارتفاع بولهوسي تان

مردم كجاست ؟!

مردم چه نقش زنده و پويايي دارد ؟!

مردم مقدس است.

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیامک

سلام دوست من !‌...گويی بايد تبريکی سه گانه گفت !... من هم تبريک می گويم اين همه مناسبت خوب را و اميدوارم همانطور که سال برای شما باشادی آغار شده است با شادی نيز امتداد يابد ....شعرها هم خوب بود و گمانم نظر خودت بر شعرها بهترين نقد بود...شا دباشی و برقرار

morteza

منهم به شما ومليحه خانم سال نو رو تبريک می گم

katy khanom

سلام!سال نو مبارک به روز هستم

شبيه تو

سلام. چسبيد / هم مراسم / هم شعر دوم ...

فری

سلام و سال نو مبارک. شاد باشی رفیق!

م. آشنا

فرامرز عزيزم سلام. تبريک صميمانه ما را هم بپذير. دمت گرم و سرت خوش باد. سلام برسون

سراج

سلام من امير از فرانسه خواستم ضمن تبريک سال نو عرض سلامی داشته باشم شايد مرا به خاطر نياوريد اما سالهای نه خيلی دور با هم بوديم وب لاک خوبی داری برات آرزوی موفقيت دارم امير م از فرانسه

رها

سلام فرامرز خوبم تبریک تبریک تبریک...سال نو هم تبریک تبریک برای عشقت تبریک برای خلاصیت...سال خوبی رد کنار ملیحه عزیز داشته باشی بدرود.

ليلا

فرامرز جان. تبريك ميگم تولد مليحه رو .سالگرد عشقتون رو . رهائي از سربازي رو .وسال نو رو هر ۴ عيد شما مبارك . وشروع راه جديد زندگي تون حالا كه ديگه محدوديتي ندارين ميتونين مسائل مهمتري رو حل كنيد .........براتون آرزوي موفقيت ميكنم .

امیرمنصور

فرامرز جان سلام . سال نو و ازدواج و تولد ملیحه خانم و پايان خدمت و .... مبارک . اميدوارم از اين ( و ) ها تو زندگيت بسيار اتفاق بيافتد ( به غير از ازدواج که ميدونم ديگه اتفاق نمی افته ) . اينجا هميشه همه از تو صحبت می کنند . سال خوبی داشته باشی .