بوي « گل مريم » مرا ياد تو

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

... حرفهايی هست كه مثل خوره به جان آدم می افتد و اين شعری است كه ...

اصلا بگذاريد در مورد اين شعر و سهم به سزايي كه در معرفي فرم و قالب كاريم در سالهاي اخير داشته ،( يك بار كه مطمئنا بار بعدي است و خيلي هم دير نخواهد بود.) مفصلا صحبت كنم، چون براي نوشتن مطلب جديد خيلي تاخير كرده ام و ديگر نمي خواهم هم از اين بابت و هم از بابت سر نزدن به وبلاگ دوستان بيش از اين شرمنده شوم ، فعلا اين شعر محض ( معني كنيد : احساس خالص ) كه بي هيچ شك و شبهه اي از آن شعرهاست كه به قول « فروغ » يك تكه از وجود آدم است ، تقديمتان ...

فقط تو را به خدا در مورد اين كار تا آن جا كه مي توانيد و زحمتي نيست نظر بدهيد ، ضمنا نظرات هر چه گزنده تر شيرين تر و پذيراتر ! ( داخل پرانتز : مراقب باشيد اين كار را بسيار دوست دارم ... !!)

 

 

بوی « گل مريم » مرا ياد تو

اصلا اين « مريم » لامصب هميشه مرا ياد تو !!

پارسال هم همين وقتها بود

با يك تلفن و يك به خاطر من !!

به خاطر او

دوباره آينه شدم

و سعي كردم وصف‌الحال !

اصلا” گور پدر هر چه آدم عاشق !

هر چه آدم خر !

- شما مرا دوست داريد ؟!

- ... !!

- يعني كه بله ؟!

- !!

- شما به ريش نداشته پدر « پارچه‌فروشتان » خنديده‌ايد !!

آخر من خر... !

ببخشيد من عاشق !!

اداي شتر درآوردم

كه خواب ترا ديدم:

                         پنبه دانه !!

راستي گفتم: پارچه !

مي‌خواهم به آن پدر سگت بگويي :

يك قواره كت برايم ببرد : - پنبه دانه !! -

به قد همان كه بودم

نه آن كه شكستيد تا پارچه كمتر ببرد

مي‌خواهم لباس دامادي‌ام باشد

- با شاخه‌ای گلمريم !

 

     ***

 

با تمام « دوست ندارمت »

براي ازدواج بد نيستي !

شيرهايت بوي گل مريم

و من « مريم » را زياد !!

اصلا چون « مريم » را دوست داشتم

- كه رفيق هم‌مدرسه‌اي تو بود -

... عاشق تو شدم!

 

بيچاره « مريم » خر !

كه فكر مي‌كرد ، شما ؟!

آن وقت كه هيچ نبودي

تو و مادر خرش

پستش كرديد به « اصفهان »

در جعبه‌اي به رنگ « عروسی »

سفيد گرفته، سفيد « نمك »

اصلا بشكند دستی كه نمك !!

 

       ***

 

... که پژمرده می شد اگر می ماند

و مي‌گذشتيد از اين

كه بويش تمام خانه،

تمام كوچه را برداشته بود

و من نيز را !!

ترسيديد؟ ها ؟!

اصلا” گور پدر هرچه آدم آدم‌فروش !!

هرچه مادر سگ !!

 

         ***

 

پستش كرديد به « اصفهان »

به شهر مردم خر

خر متعصب

به شهر مردمي كه به خستشان

هيچ وقت عاشق نمي‌شوند !

به شهر مردمي كه « مريم » را روي « نقل و نبات » مي‌گذارند

نه به خاطر « مريم »

كه به خاطر « نقل و نبات »!

 

         ***

 

اصلا” گور پدر هر چه آدم خر!

اصلا” گور پدر هرچه « مريم »!

قول مي‌دهم آينه باشم

/ 31 نظر / 156 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

اقا يه سر بيا پيش ما کلی سئوال بی جواب داريم.اگه لينک ما رو هم تو بلاگت بزاری بد نيست ها.

سراب

هیج معلوم است کجایید ؟ یاد باد آن روزگاران یاد باد .

ساسان جعفرنيا

با سلام و خسته نباشيد. سايت جالبی طراحی کرده ای. باز هم ميآيم. در زمينه علوم کشاورزی و باغبانی به سايت زير مراجعه کنيد.

ali

سلام. جالب بود . يعنی باحال بود ولی در هنگام تغيير اپيزود گاه دچار چالش های وزنی و کلامی خفيفی ميشوی. در هر حال لذت بردم. بدرود

مهدي

جناب اقای طوفانی سری به ما بزن تعداد مطابم به ۴ رسيد و تو هنوز زحمت يه قدم رنجه کوتاه به خودت ندادی.

مهدي

راستی بيخال باد شو گناه داره والله.

seviel

شعر تون منو ياد اولين سال ورودم به دانشگاه انداخت که هنوز تو گروه شعرو ادب يه چندتايی از اين جمع دوستانه خودتان بوودند .خيلی دلم ميخواد که با صدای خودتان بشنومش.

آندرلاين

شعر بوی گل مريم رو بار اول تو شب شعر پارسال کانون شعر از زبان خودت شنيدم.از تهورت خوشم اومد٬که چه راحت همه خطهای قرمز و زرد و سياه و .... رو شکستی. لطفا ادامه بده.

لیلا

این اصلا شعر نیست...مجموعه ای از چند فحش و یک مشت حرف بی سروته است اونهم از نوع کاملا فردی و خصوصی..از اینهمه به به و چه چه بیخودی خنده م می گیره...ایرانی هستیم دیگه!!

مریم نباتی

سلام اولا لطفا اون قسمتی را که به اصفهانی ها توهین کردین را پاک کنید کی گفته اصفهانی ها ادمهای متعصب و خری هستند که هیچ وقت عاشق نمیشوند مگه اصفهانی ها غیر از بقیه ی مردم دنیا هستند دوما این نوشته ای که شما اینجا نوشتین نه شعره نه متن ادبی نه ... لطفا قالب نوشتتون را بنویسین سوما نوشتتون هیچ معنا ومفهوم خاصی نداره یا راحت بگم کلا بی سر و ته