سلامی دوباره

از ١٩ دی ماه 1386 ،

تا امروز (٢۶ شهریور ٨٧) زمان زیادی گذشته است.(قریب ٨ ماه).

حق دارید گله مند من باشید اما در این هشت ماهه روزهای سختی داشته ام ، مثل یک خواب فشرده، مثل یک کابوس،سنگین و سخت  ... اما به هر شکل سپری شد !!

و آن قدر سخت که می تواند آذوقه ده ها «شعر تلخ» باشد.

ناراحتتان نخواهم کرد اما از آن چه در این هشت ماهه بر من گذشته برایتان خواهم نوشت.

البته در کنار چند کار جدید که تقدیمتان خواهم کرد.

 

نسخه اول : دوشنبه هفته بعد اول مهرماه ٨٧

/ 179 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حاج حسین اردکان یزد ....

فرامز جان.... این چند روز خیلی به یادتم .... یادت گرامی .... به یاد شبهایی که زیر آسمان چگال و پر ستاره اردکان گپ می زدیم و گپ می زدیم و گپ.... خیلی زود رفتی .....

Reza

Faramarz jan, doostet daram ta roozi ke bemiram. Hamishe be yadetim hamamoon

ali

سلام

mohamad

salam faramarz

آبیار

یاد فرامرز همیشه و همیشه زندست. هرچند روزها بگذره. خدا بیامرزدت آدم بزرگ

حاتم

الآن فهمیدم چی شده.واقعا نمیتونم چیزی بگم.جایی هستم که نمیتونم گریه کنم اما بغضم داره منو میکشه. فرامرز جان خوش به حالت که پیش خدایی

حاتم

الآن فهمیدم چی شده.واقعا نمیتونم چیزی بگم.جایی هستم که نمیتونم گریه کنم اما بغضم داره منو میکشه. فرامرز جان خوش به حالت که پیش خدایی

mina

salam azad mard. khoshhalam ke dobare didamet

کاظم

اللهم اغفر المومنین و المومنات والمسلمین و والمسلمات الاحیاء منهم والاموات تابع بیننا و بینهم بالخیرات انک مجیب الدعوات انک قاضی الحاجات

ملیحه

کجایی؟