تقديم به سال های زندان خواهرم


prison-bars.jpg



1 ) به ماهياني فكر مي كنم
كه عمرشان از دريا بيشتر بود !
و جاري بودن را با خود به دريا آوردند … !!

۲ ) به كبوتراني سفيد
با بال هاي خوني
و سرهاي سبز … !!

3 ) به دختراني در پاي جوخه اعدام
ـ با قابليت دوست داشتن ! ـ
و معصوميت دختر بچه اي كه تازه از حمام برگشته بود … !!

/ 5 نظر / 9 بازدید
چخ چخ چخو

فرامرز جان خوشحالم ، خيلي خيلي . عالي است منتظرم

امیرمنصوررضاخانی

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد / و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت / روزی که کمترین سرود بوسه است / و هر انسان / برای هر انسان / برادریست . / روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند / قفل افسانه ئیست / و قلب / برای زندگی بس است / ...... / و من آن روز را انتظار میکشم / حتی روزی / که دیگر / نباشم / شاملو

امید

خيلی خوبه ، منتظر کارهای جديدت هستم . موفق باشی

رويا

ما زياران چشم ياري داشتيم/خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم!

حسينی

زيباست