روزهای خوب دانشگاه صنعتي شريف

mathind.jpg


براي روزهاي خوب « دانشگاه صنعتي شريف »
دانشگاه خاكي
دانشگاه خوب
و دانشكده اي كه بر عكس اسمش پر از احساس بود
و شانه بالا مي انداخت
و كلاه شاپو مي گذاشت
و سيگار مي كشيد
و اگر چه خوب مي فهميد
اما اين دليل نمي شد كه خوب پك نزند
به « ديويدف »
به « كنت »
به « مالبورو »
به « 57 »
و اين داستان هر ماه بود
كه با « ديويدف » آغاز مي شد
و با « 57 » خاتمه مي يافت
و شايد ريختن توتون ته سيگارها
توي كاغذ كلاسور!
و در عوض كردن سيگارها
شبهاي سرفه و دل درد !
و در اين آخري :
لبهاي سوخته و تاول !
چه خوب بود !
چه خوب بود !
آبي آرام
و روزهاي برخورد
و خورد و خورد و خورد
مايي كه زمانه را به ريشخند خودمان مي رنجانديم ،
مايي كه مايي بوديم براي خودمان
حالا بيا و
پشت يادآوري قاصدك ها
كه هر روز كه در را باز مي كنم
يكي مي آيد
و شايد براي تو هم آمده …!!

… بيا يكبار ديگر برويم
انتهاي « يوسف آباد » ، انتهاي « كردستان » ، انتهاي عشق و …
يك گوشه دنجي براي خودمان پيدا كنيم
و هي بگوييم :
چه خوب بود !
چه خوب بود !
و ما خر بوديم !
و ما نفهميديم !
و ما خر بوديم !!



/ 3 نظر / 18 بازدید
lili

سلام فرامرز جان . می بينم که شما هم داری راه دوست عزيزت رو ادامه می دی . به هر حال ما منتظر نوشته های خوبت هستيم . ليلا

شبيه تو

واقعا يادش به خير ! فعلا همين...

ليلا م

فرامرز سلام . اميدوارم حالت خوب باشه . خرد را نه درواژه كه درمفهوم واژگان بايد جست . A wise man approaches with his torch to ligh up the path of mankind. NO man can reveal to you aught but that which already lies half asleep in the dawning of your knowledge.