باران اسيدي
یکشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٢

يادی از سيد علی افراشته



وقتي در اسفند ماه 1372 آقاي قلعه نوعي مسئول وقت فوق برنامه دانشگاه از من خواست كه « كانون شعر وادب شريف »را ( كه آن موقع نزديك 2 سال از تعطيل شدن اجباريش مي گذشت ) احيا كنم . اولين كسي كه پذيرفت عضو كانون جديد باشد و من درهنگام برگزاري جلسات هفتگي كانون در اتاق فوق برنامه دانشگاه (كه آن زمان در نيم طبقه اول ساختمان ابن سينا) بود ، تنها نباشم آقاي مهندس« سيد علي افراشته »دوست و همشهري عزيز من بود كه هم سن برادر من « فرهاد »و ورودي 1369 مهندسي متالورژي ( مواد ) دانشگاه صنعتي شريف .
برادري عزيز و با احساس كه هيچ وقت محبتهاي او را فراموش نخواهم كرد.
ياد او ، ياد اتاق 419 بلوك 2 خوابگاه طرشت 3 ، ياد شبهايي كه « شيمي فيزيك » داشت و ما اذيتش مي كرديم، او به گفته خودش يك فوق ديپلم شيمي فيزيك داشت. اين درس برايش طلسم شده بود ، نمي دانم 4 يا 5 بار اين درس را افتاده بود ! ياد تمام آن روزهاي خوب و آدم هاي در خاطر ماندني به خير... .
اين هم شعري جديد از او و يادي از تمام محبت هايش :




آرمان شهري آن جاست
كه همنوايي « راست ومخالف »غناي « قمري »ظهر تموزش را نپريشد.
***
اي حس مشترك دوست داشتن
- پايانه عشق هاي زميني -
اي بلوغ « باور بلدرچين وبرزيگر »
- مرامنامه مردان خاكستري -
كدامين فردا
به هندسه آرمان شهرمان متبلور مي شوي.


- « راست ومخالف » : مربوط به دستگاه هاي موسيقي مي باشد.
- « قمري » : معمولا در سكوت محض تابستان مي خواند و با كوچكترين صدايي خاموش مي شود.
- « باور بلدرچين وبرزيگر » : در كتاب هايمان مي خوانديم ، بلدرچين پس از گفتگوي مسالمت آميز با برزگر به اين نتيجه رسيد كه نيروهاي بيروني قادر به تغيير سرنوشتش نخواهند بود.

فرامرز حجازی

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]